Pages

‏نمایش پست‌ها با برچسب موزیک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب موزیک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۳ شهریور ۹, یکشنبه

پوئِرتوریکو و کایه۱۳

 من، من اون چیزی‌ام که پشت سر رها شده، من پس‌مونده‌ی چیزی‌ام که اونا دزدیدن، 
 دهاتی مخفی روی قله، پوستم از چرمه برای همین هر هوایی‌رو تاب می‌یاره،
من یه کارخونه‌ی دخانیاتم، کارگر دهقان برای مصرف شما، جبهه‌ی سرد وسط تابستون،
برادرم، من عشق‌ سال‌های وبام، من خورشیدی‌‌ام که طلوع می‌کنه و روزی‌ام که با بهترین طلوع می‌میره‌، من پیشرویه یه جراحت تازه‌ام، نطق سیاسی‌ای بی‌بزاق، قشنگ‌ترین چهره‌هایی که تاحالا ملاقاتشان کرده‌ام، من تصویر یه گمشده‌ام، خونی‌ام که تو رگ‌های شماست، من یه تیکه زمین‌ام که ارزشمنده، من یه سبد  لوبیایی‌ام، من مارادونایی‌ام که مقابل انگلیس دوگل می‌زنه، من چیزی‌ام که از پرچم‌ام طرفداری می‌کنه، قطب زمین کوه من است،‌ من چیزی‌ام که پدرم یادم داده، هرکسی که کشورشو دوست نداره مادرشو دوست نداره، من آمریکای لاتین‌ام، ملتی بی‌پا و هنوز به‌پا.
 ---
نمی‌تونی باد رو بخری، نمی‌تونی خورشید رو بخری، نمی‌تونی بارون رو بخری،‌ نمی‌تونی گرمارو بخری،‌ نمی‌تونی ابرارو بخری، نمی‌تونی رنگاروبخری، نمی‌تونی شادی‌ام رو بخری، نمی‌تونی دردم رو بخری، من دریاچه‌ها دارم، من رودها دارم، 
---
دندون‌هام رو دارم برای وقتی که می‌خندم، برفی که کوه‌هام رو می‌پوشونه، من خورشید دارم که خشکم می‌کنه و بارون که منو میشوره، صحرایی زیبامست از پولکه برای همخوانی با شغال‌ها، تمام چیزی که احتیاج دارم، شش‌هام برای تنفس هوای پاکه، ارتفاع خفقان‌آور، من دندون آسیای دهنم‌ام که کاکائو می‌جوئه، پاییزی با برگ‌های ضعیفش، آیه‌هایی که زیر نور ستارگان شب نوشته می‌شه، تاکستانی پر از انگور، مزرعه‌ی نیشکری زیر خورشید کوبا، من دریای کارائیب مراقب خونه‌های کوچک‌ام،  مراسم مذهبی با آب متبرک‌ام، بادی که موهام رو شونه می‌کنه، من همه‌ی قدیسانی‌ام که از گردنم آویزونن، مبارزه‌ی من بی‌ثمرنیست، چون کود سرزمین‌ام طبیعیه.
---
نمی‌تونی باد رو بخری، نمی‌تونی خورشید رو بخری، نمی‌تونی بارون رو بخری،‌ نمی‌تونی گرمارو بخری،‌ نمی‌تونی ابرارو بخری، نمی‌تونی رنگاروبخری، نمی‌تونی شادی‌م رو بخری، نمی‌تونی دردم رو بخری، نمی‌تونی باد رو بخری، نمی‌تونی خورشید رو بخری، نمی‌تونی بارون رو بخری،‌ نمی‌تونی گرمارو بخری،‌ نمی‌تونی ابرارو بخری، نمی‌تونی رنگاروبخری، نمی‌تونی شادی‌م رو بخری، نمی‌تونی دردم رو بخری، 
---
 نمی‌تونی شادی‌م رو بخری، نمی‌تونی ناراحتی‌م رو بخری، نمی‌تونی خورشیدرو بخری، نمی‌تونی بارون رو بخری، ما خودمون مسیری که طی می‌کنیمو طراحی می‌کنیم، نمی‌تونی زندیگیمو بخری، سرزمین من فروشی نیست، سخت کار می‌کنم اما با غرور، اینجا ما به‌اشتراک می‌گذاریم، هرچی مالِ‌منه مالِ توئه، ملت با امواج غرق نمی‌شه، اگرم هم فروپاشید دوباره می‌سازمش، حتی وقتی که بهت نگاه می‌کنم پلک نمی‌زنم، تا فامیلیم یادت بمونه، عملیات کندور که به آشیانه‌م تجاوز کرد رو می‌بخشم ولی فراموش نمی‌کنم، (ما به راه خود ادامه می‌دیم)، اینجا مبارزه درک می‌شه، (ما به راه خود ادامه می‌دیم)، می‌خونم که شنیده بشم، ما اینجا ایستاده‌ایم، 
زنده‌باد آمریکای‌لاتین
موزیک‌ویدئو
---
 
پوئِرتوریکو (به‌معنای بندر غنی) هرچند جزو خاک ضمیمه‌شده‌ی آمریکا نیست اما تحت حاکمیت آن است. ساکنانش شهروند آمریکا به‌حساب می‌آیند اما دارای حق رای نیستند. 

کایه۱۳(خیابان۱۳)
کایه ۱۳، گروهی موسیقی در
پوئِرتوریکوست که آغاز شهرتش به ترانه‌ای اعتراضی به قتل فیلیبرتواوخداریوس هنگام دستگیری توسط اف‌بی‌آی در سال ۲۰۰۵ برمی‌گردد. وی رهبر گروهی انقلابی به‌نام ارتش مردمی بوریکوآ بود. گروهی که هدف‌ و ایدئولوژی‌اش استقلال پوئِرتوریکو از آمریکاست.





۱۳۹۲ اسفند ۷, چهارشنبه

بلژیکی بودند ولی فکر می‌کردیم فرانسوی‌اند

هفته‌ی پیش برای دومین بار رفتم بلژیک! کشوری عجیب‌غریب. همیشه می‌شنویم که توی اسپانیا هر ایالت زبان خودش رو داره و وقتی مثلن تو تیم ملی بازی می‌کنن، شاید بعضی اوقات زبون هم رو نفهمن، به هرحال همشون اسپانیایی بلدن و به‌جاش اسپانیایی حرف می‌زنن. پس با این اوصاف جدایی‌طلب بودن یکم غیرمنطقی به‌نظر می‌رسه. حتی تو کاتالونیا که همیشه‌ داعیه‌ی جدایی داشته. غیرمنطقی به‌نظرمی‌رسه چون جمعیت یک ایالت که به زبان خودش حرف می‌زنه یک‌بیستم کل کشوره، هم‌چنین مساحتش، اگر هم منطقی‌ توش باشه کل دنیا کم‌کم باید تجزیه بشه. ولی داستان بلژیک جداست. بلژیک نصفی هلندی زبان (فلمیش) و نصفی فرانسوی‌زبان است. مانند خیلی از کشورهای دنیا (مثلا ایران) بخش مرفه (هلندی‌زبان، که شمال کشور رو دربرمی‌گیره) بخش فرانسوی زبان (جنوب) رو به تنبلی متهم می‌کنه و بخش فرانسوی‌زبان هم داستانای خودش رو داره. بخش فرانسوی کمی از خصوصیت شیک بودن فرانسوی‌ها رو داره. و بخش هلندی‌زبان هیپی‌های بیشتری داره. بروکسل که پایتخته سعی کرده که سمبل توانایی زندگی این دو گویش و فرهنگ در غالب یک منطقه‌ی جغرافیایی باشه، پس وقتی میری بروکسل دوتاشو درک می‌کنی. بلژیک رکورددار کشور بدون دولت بوده و توافق برسر یک دولت به مشکلی تبدیل شده. هم‌چنین کسی که در بخش‌های فلمیش زندگی می‌کنه نمی‌تونه به نماینده‌ای فرانسوی زبان رای بده. خلاصه پیچیده‌ست.
این مقدمه‌ رو گفتم که بگم، تو سفر آخرم به بلژیک یه چیزایی کشف کردم:

۱. دوستم این آهنگ رو برام گذاشت:

بعدش من گفتم آره دیگه، همین فرانسویه! ولی گفت چی می‌گی بابا جون، بلژیکیه!
بعدش اینو برام گذاشت:


که آهنگ جدیدی از این خواننده‌ست. خواننده‌ای که با خوندن تو بخش‌های فرانسوی زبان، محله‌های فرانسوی زبان بروکسل و هم‌چنین هلندی حرف زدن مابین اجراها و خوندن به هردوزبان سمبل اتحاد فرهنگی و زبانی این کشور لقب گرفته. حالا چی م‌خونه و اینا خودش جای صحبت توی پست دیگه داره.

۲. بعدش دوستم رفت رو منبر. گفت ژاک برل هم بلژیکیه. اینجا بود که یادم اومد چه‌جوری میشه که یه فرانسوی‌زبان آهنگی در مورد بندر آمستردام رو با اون احساس بخونه.